History & arts تاریخی فرهنگی و هنر

  • ماریا کری از ابتلا به اختلال دوقطبی خبر داد

     

    ماریا کری، خواننده سرشناس آمریکایی برای نخستین بار آشکارا به بیماری خلقی و روانی خود اشاره کرده و گفته در سال ۲۰۰۱ پزشکان ابتلای او به اختلال دوقطبی (افسردگی شیدایی) را تشخیص داده‌اند.
     
    ماریا کری که با نشریه پیپل آمریکا گفتگو کرده تایید کرده که در سال ۲۰۰۱ و پس از آن که بیماری او شدت یافته در بیمارستان بستری شده بوده است.
     
    این خواننده سرشناس که تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه از آثارش در جهان به فروش رفته گفته فقط در همین اواخر بوده که برای درمان و رویارویی با این اختلال خلقی و روانی اقدام کرده است.
     
    او گفته: "من تا همین اواخر با انکار این بیماری زندگی می‌کردم چرا که از واکنش دیگران می‌هراسیدم. اما تحمل این همه مشقت به تنهایی برایم غیرممکن شده است."
     
    "برای همین هم جهت درمان اقدام کردم، اطرافم را پر از آدم‌های سودمند و حامی کردم تا بتوانم زودتر به سر کاری که عاشقش هستم بازگردم؛ یعنی نوشتن ترانه و خلق موسیقی".
     
    خانم کری گفته اکنون تحت مداوا قرار دارد و دارو هم مصرف می‌کند.
     
    در اختلال دوقطبی که به اختلال افسردگی-شیدایی هم شناخته می‌شود فرد در دوره‌های متوالی و متناوب با تجربه افسردگی و غمگینی شدید دست و پنجه نرم می‌کند که گاه بلافاصله به تجربه شادی و سرخوشی بیش از اندازه تبدیل می‌شود.

    Read more
  • نقاشی‌های قاجاری چگونه از گرجستان سر در آوردند؟

     

    پرتره محمدشاه یکی از منحصربفردترین نقاشی‌های قاجاری در موزه هنر گرجستان به شمار می‌رود  
    موزه هنر گرجستان یکی از بزرگترین مجموعه‌های هنر قاجار را در خود دارد.
     
    در ایران صحبت از گرجستان که می‌شود عموما سفرهای بی‌نیاز به روادید به ذهن می‌آید؛ دمی استراحت در کشوری که فضایی نزدیک به ایران دارد اما محدودیت‌های گوناگون در آن گریبانگیر گردشگران نیست. به ویژه در زمان نوروز، پوسترهای بزرگ کنسرت‌های پاپ، رستوران‌های ایرانی، مراکز مشاوره برای ثبت شرکت و اقامت، شمه‌ای از آنچه بیشترِ گردشگران ایرانی در جستجوی آن هستند را به دست می‌دهد. در این فضای تفریحی و تجاری آنچه بسیار از نظر دور مانده اشتراکات تاریخی ایران و گرجستان است و نشانه‌های برجای مانده از آن.
     
    گرجستان در چندین دوره تاریخی در دست ایرانیان بود و یادگارهای گوناگونی از حضور آنها در این منطقه به چشم می‌خورد: "آتشگاه" از دوره ساسانی (در بخش کهن تفلیس) و "کاخ فیروزه" (در شهر بورجومی در مرکز گرجستان) از جمله این یادگارها هستند. جدا از بناهای تاریخی، موزه دولتی هنر گرجستان نیز مجموعه‌های بزرگی از آثار ایرانی در خود دارد؛ نقاشی‌های درباری قاجار یکی از این مجموعه‌ها است.
    آغاز توجه گسترده به نقاشی‌های قاجاری
    توجه عمومی به نقاشی‌های درباری ایران در دوره قاجار از سال ۱۹۹۸ پدید آمد. در آن زمان لیلا دیبا و مریم اختیار، بزرگ‌ترین نمایشگاه از این هنر را در موزه بروکلین (نیویورک) سازماندهی کردند؛ نمایشگاهی که به لوس‌آنجلس و لندن نیز برده شد و بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها یافت. نقاشی‌ها از مجموعه‌ها و موزه‌های گوناگونی مانند لوور و هرمیتاژ به نمایشگاه آورده شدند ولی با توجه به شرایط سیاسی در گرجستان و همچنین وضعیت برخی از نقاشی‌ها، امکان انتقال تابلوهایی که در تفلیس بودند به نمایشگاه ممکن نشد.
     
    لیلا دیبا می‌گوید: "موزه ملی گرجستان دقیقا در جایی واقع شده که مرکز ناآرامی‌ها در تفلیس بود. کسی جرأت نداشت در آن شرایط آثار هنری را از ساختمان موزه بیرون بیاورد. گذشته از اینها تعدادی از نقاشی‌های قاجاری در این موزه به دلیل هزینه بالا هنوز ترمیم نشده‌اند و امکان ارائه آنها در نمایشگاه وجود نداشت."
     
     

     

    بخشی از تابلوی «بهار» اثر ابوالقاسم اصفهانی (۱۸۹۵ میلادی) در موزه هنر گرجستان
    نقاشی‌های قاجاری چگونه از گرجستان سردرآوردندانتقال نقاشی‌های قاجاری به گرجستان و همچنین روسیه به زمان فتحعلی‌شاه بازمی‌گردد. در جریان جنگ‌‌های ایران و روسیه، تبریز در سال ۱۸۲۷ اشغال شد. لیلا دیبا، پژوهشگر هنر قاجار معتقد است در این میان، نظامیان روس‌ تابلوهای زیادی را از ایران خارج کردند. او می‌افزاید: "با وجود اینکه در این رابطه آگاهی وجود دارد ولی به نظر نمی‌رسد مدارک مشخصی برجای مانده باشد که مثلا کدام تابلو از کدام کاخ خارج شده است. به این شکل پی‌گیری برای بازگرداندن آثار هم دشوار می‌شود؛ ضمن اینکه روابط سیاسی میان ایران و روسیه اکنون بسیار نزدیک است."
     
    ایرینا کوشوریدزه، از سرپرستان بخش خاوری موزه هنر گرجستان اما بر این باور است که آنچه در اشغال تبریز به دست قوای روس افتاده به سنت پترزبورگ رفته و مجموعه موجود در تفلیس عموما به اشراف‌زادگان گرجی و ایرانی که در گرجستان زندگی می‌کرده‌اند تعلق داشته است. خانم کوشوریدزه که مقالات گوناگونی درباره نقاشی‌های درباری قاجار نوشته، حضور چند صد ساله گرجی‌ها در ایران و پیوندهای گسترده میان دو کشور را نیز از عوامل موثر در این زمینه می‌داند.
     
     

     

    نخستین کار پژوهشی جدی درباره نقاشی‌های سلطنتی ایرانی در گرجستان و روسیه توسط شالوا امیراناشویلی در سال ۱۹۴۰ به چاپ رسید. از این کتاب که به زبان روسی نوشته شده تعداد بسیار اندکی در کتابخانه‌ها و بایگانی‌های خصوصی برجای مانده استپژوهش درباره نقاشی‌های قاجاری در تفلیس
    نخستین کار پژوهشی جدی درباره نقاشی‌های سلطنتی ایرانی در گرجستان و روسیه توسط شالوا امیراناشویلی در سال ۱۹۴۰ به چاپ رسید. از این کتاب که به زبان روسی نوشته شده تعداد بسیار اندکی در کتابخانه‌ها و بایگانی‌های خصوصی برجای مانده است. بعدها در سال ۲۰۰۵ کتابی با شمارگان محدود در گرجستان با عنوان «چهره‌های قاجاری» به چاپ رسید. گزیده‌ای از نقاشی‌های رنگ روغن قاجاری از مجموعه موزه هنر گرجستان در این کتاب به زبان انگلیسی و با پشتیبانی سفارت آمریکا به چاپ رسیده است.
     
    موزه هنر گرجستان به جز حدود پنجاه نقاشی رنگ روغن از دوره قاجار، دست کم هزار مینیاتور و چهارصد نمونه هنر زیرلاکی از این دوره را نیز در خود دارد. جزییات بخشی بزرگی از این آثار هنوز به صورت کاتالوگ منتشر نشده است. بسیاری از شخصیت‌های فرهنگی در گرجستان گله می‌کنند که علیرغم گسترش ارتباطات با ایران، مقام‌های ایرانی برای پشتیبانی عملی از چنین پروژه‌هایی علاقه چندانی نشان نمی‌دهند.
     
    ایرینا کوشوریدزه، پرتره محمد شاه را از جمله کمیاب‌ترین نقاشی‌های درباری ایرانی در موزه هنر گرجستان می‌داند. او می‌گوید: "این تابلو در نخستین سال‌های پادشاهی محمد شاه کشیده شده و در آن، شاه که روی یک صندلی دسته‌دار در ایوان نشسته، لباس سنتی پادشاهان قاجار را به تن دارد؛ لباس و تاجی که به طور ویژه برای او طراحی شده بوده است".

     

     

     

    آنچه در این میان به فراموشی سپرده شده موزه‌ای است به نام "نگارستان" که در واپسین سال‌های حکومت پهلوی با پشتیبانی شهبانو فرح و مدیریت لیلا دیبا در تهران ایجاد شده بود و بیش از شصت نقاشی‌ درباری قاجار را در خود داشتاطلاعات مبهم درباره نقاشی‌های سلطنتی قاجار در ایران
     بیشتر نقاشی‌های قاجاری در داخل ایران اکنون در کاخ گلستان نگهداری می‌شوند. تعدادی از این آثار برای نمایشگاه اخیر هنر قاجار (امپراتوری گل‌های سرخ) به فرانسه آورده شده‌اند ولی اطلاعات درباره تعداد کل و جزییات آنها مبهم است. آنچه در این میان به فراموشی سپرده شده موزه‌ای است به نام "نگارستان" که در واپسین سال‌های حکومت پهلوی با پشتیبانی شهبانو فرح و مدیریت لیلا دیبا در تهران ایجاد شده بود و بیش از شصت نقاشی‌ درباری قاجار را در خود داشت. لیلا دیبا که بیش از سی سال است به ایران سفر نکرده نگران این آثار است و می‌گوید: "با پیروزی انقلاب اسلامی، کارکنان موزه نگارستان آنچه در آنجا بود را تحویل مقامات تازه دادند و روشن نیست این آثار دقیقا چه سرنوشتی پیدا کرده‌اند. اگر بین موزه‌های دیگر پخش شده‌اند دقیقا به کدام موزه‌ها رفته‌اند؟"
     
    خانم دیبا ابراز خرسندی می‌کند که در زمان مدیریت در موزه نگارستان، توانسته کاتالوگ آثار موجود در آنجا را منتشر کند. این موضوع برای پی‌گیری وضعیت هر یک از این آثار موثر خواهد بود. او می‌افزاید، انتشار کاتالوگی تازه درباره تعداد و محل نگهداری نقاشی‌های قاجار در داخل ایران به شناساندن بهتر این آثار و مقایسه آنها با مجموعه‌های موجود در موزه‌های خارجی، مانند آنچه در گرجستان و روسیه است، کمک فراوانی خواهد کرد: "اطلاعات در مورد نقاشی‌های سلطنتی قاجار در این کشورها و همچنین در اروپا و آمریکا تا حد زیادی در دسترس است اما در سرزمینی که خاستگاه این هنر بوده اطلاعات به شکل شفاف ارائه نمی‌شود حال آنکه این آثار متعلق به ملت ایران هستند."
     
    نقاشی‌های درباری ایرانی در تفلیس فعلا برای یک سال به انبار منتقل شده تا فضا برای نمایشگاهی از هنر خاوردور باز شود. هنوز روشن نیست پس از پایان این نمایشگاه، تابلوها قاجار دوباره به شکل دایمی برای بازدیدکنندگان نمایش داده می‌شوند یا خیر.

    Read more
  • حراج استخوان های دو دایناسور بزرگ در پاریس

    بقایای دو دایناسور بزرگ دوران ژوراسیک این هفته در یک حراجخانه شهر پاریس فروخته می شود و این رویداد نامتعارف بازتاب گسترده ای در رسانه های خبری جهان داشته است.
     
    این استخوان ها متعلق به گونه های «آلوساروس» و «دیپلودوکوس» است و قدمتی چند صد میلیون ساله دارد.
     
    به گفته برگزار کنندگان این حراج در سالهای اخیر علاقه به جمع آوری بقایای دایناسورها به شدت افزایش یافته و بسیاری از طراحان داخلی از این استخوان ها برای دکوراسیون منازل ثروتمندان استفاده می کنند.
     
    استفاده تزئینی از بقایای دایناسورها باعث افزایش حیرت انگیز قیمت این استخوان ها شده چرا که بصورت تقریبی در طول سال فقط پنج دایناسور برای فروش عرضه می شود و به همین دلیل بازار داغی دارد.

     

     

     

    در برخی موارد قیمت جمجمه یا استخوان یک دایناسور بزرگ با بهای یک تابلو نقاشی یا اثر هنری نفیس برابری می کند.
     
    از هنرمندان مشهوری که خریدار بقایای دایناسورها هستند می توان به «لئوناردو دی کاپریو» و »نیکولاس کیج» بازیگران محبوب آمریکایی نام برد که صاحب تعدادی از استخوان های گونه های مختلف این موجودات عظیم الجثه هستند.
     
    چین یکی از کشورهایی است که علاقه زیادی به جمع آوری بقایای دایناسورها دارد و مقامات این کشور وقت و هزینه زیادی صرف اکتشافات منطقه ای می کنند.
     
    این استخوان ها به موزه ها، مراکز آموزشی و پژوهشی کشور اهدا شده یا بعنوان کالای لوکس و تجملی در منازل ثروتمندان و سران عالیرتبه حزب کمونیست نگهداری می شود.

     

     

    در گذشته نه چندان دور فقط شرکت های بزرگ و چند ملیتی خریدار بقایای دایناسورها بودند و از این استخوان ها برای مصارف تجاری و تبلیغاتی استفاده می کردند.
     
    شرکت های «مک دونالد» و «دیزنی» در سال ۱۹۹۷ با پرداخت بیش از هشت میلیون دلار یکی از کاملترین بقایای «تراناسورس رکس» از بزرگترین گونه های دایناسورهای دوران ژوراسیک را خریدند و با به نمایش گذاشتن آن در کشورهای مختلف میلیونها دلار درآمد داشتند.
     
    ولی در حال حاضر این شرایط تغییر کرده و سرمایه داران آسیایی، اروپایی و آمریکایی با ثروت های عظیم خود خریداران استخوانهای دایناسورها هستند و آنها را در خانه های مجلل و اشرافی خود به نمایش می گذارند.

     

     

     

    به گفته برگزار کنندگان این حراج قیمت پایه برای استخوان ۴ متری آلوساروس ۶۵۰ هزار یورو و استخوان ۱۲متری دیپولودوکوس ۴۵۰هزار یورو است ولی انتظار می رود این استخوان ها با قیمت های بسیار بیشتری فروخته شود.

    Read more
  • انسان ۸۵ هزار سال پیش در عربستان سکونت داشت

    چهار عکس از یک فسیل بند انگشت که به کشف تازه منجر شده است شواهد نشان می دهد که انسان مدرن حدود ۸۵ هزار سال پیش در عربستان سعودی سکونت داشته است.
     
    این نتیجه گیری مطالعه ای بر یک استخوان انگشت است که اخیرا پیدا شده و تصور می شود متعلق به گونه معاصر "هومو ساپین" باشد. محققان با استفاده از تکنیک "ایزوتوپ پرتوزا" قدمت آن را بیش از ۸۰ هزار سال تخمین می زنند.
     
    این بر شواهد روزافزونی از اسرائیل، چین و استرالیا می افزاید که گویای مهاجرت گسترده انسان به بیرون مرزهای آفریقا از ۱۸۰ هزار سال قبل به این طرف است.
     
    قبلا این نظریه مطرح می شد که گونه هومو ساپین تا ۶۰ هزار سال قبل به طور پیوسته در خارج از آفریقا سکونت نداشته.
     
    نتایج این مطالعه در نشریه اکولوژی و تکامل نیچر منتشر شده است.
     
    در گذشته ابزارهایی که احتمالا مورد استفاده هومو ساپین بود در عمق شبه جزیره عربستان کشف شده بود اما تاکنون اثری از فسیل استخوان آنها در دست نبود.

     

     

     

    محوطه الوسطی در عربستان سعودی قرار دارد
    ردی از شواهد

    محققانی که در محوطه باستانی الوسطی در عربستان کار می کنند در بستر دریاچه ای به یک بند انگشت میانی برخوردند. هیچ بخش دیگری از صاحب این استخوان پیدا نشد.

    دکتر هو گروکات سرپرست مطالعه از دانشگاه آکسفورد گفت: "این عادی است. تقریبا همه انسان ها و حیواناتی که در گذشته زندگی کرده اند بدون آنکه ردی بگذارند ناپدید می شوند."

    "بخت با ما یار بود. به طور کلی اگر با قطعه ای از استخوان یک فرد روبرو شوید آن را تشخیص نخواهید داد. اما استخوان انگشت کاملا متمایز است."

    این تیم با کمک "سی تی اسکن" مدلی از استخوان ساخت و آن را با بقایای سایر انسان مدرن و نئاندرتال از آن دوره زمانی مقایسه کرد.

    معلوم شد که این استخوان بیشتر شبیه هومو ساپین است چون استخوان نئاندرتال کمی کوتاه تر و ضخیم تر است.

    به علاوه سایر مواد کشف شده در این نقطه با دو شیوه مختلف تاریخ گذاری شد.

    تاثیر آب و هوا

    ۸۵ هزار سال پیش آب و هوای عربستان خیلی متفاوت از امروز بود.

    عربستان در آن دوره پر از دریاچه هایی با حاشیه های سرسبز با حیواناتی مثل اسب آبی بود، محیطی که محصول باران های موسمی بود. به نظر می رسد گاوهای وحشی و سایر شاخداران هم از آفریقا به آنجا مهاجرت می کردند.

    رکورد فسیلی در الوسطی نشان دهنده تنوع زیاد حیات وحش در کنار ابزارهای سنگی از نوعی است که یادگار انسان هومو ساپین است.

    دکتر گروکات معتقد است که انسان ممکن است مهاجرت به این محیط مطلوب را انتخاب کرده باشد.

     

     

     

    او به بی بی سی گفت: "جالب این است که در گذشته بعضی می گفتند انسان تا زمان دستیابی به ابزارهای پیشرفته نمی توانست به آسیا مهاجرت کند. یافته ما حاکیست که آن نوع مهاجرت واقعا نه منعکس کننده یک پیشرفت اساسی در زمینه فناوری، بلکه تغییرات آب و هوایی بود."
     
    مطالعات تازه در آفریقای جنوبی هم به تاثیر تغییرات آب و هوایی بر تکامل انسان اشاره دارد.
     
    به نظر می رسد که اقامت انسان در عربستان سعودی کوتاه بوده و به یک دوره چند صد تا چند هزار ساله محدود می شده؛ هرچند این موضوع با تکیه بر محوطه الوسطی قابل تشخیص نیست.
     
    معلوم نیست که جمعیت انسان در آنجا از میان رفته یا از آنجا رخت بربسته است.
     
    آقای گروکات می گوید: "معمای بزرگ حالا این است که سرنوشت این مردم چه بوده."
     
    شواهد ژنتیکی حاکیست که جد همه غیرآفریقایی ها به مهاجرانی که حدود ۶۰ هزار سال قبل از آفریقا خارج شدند می رسد.
     
    محققان اکنون سعی دارند این داده های ژنتیکی را با شواهد روزافزون باستانی تطبیق دهند که می گوید هومو ساپین خیلی پیشتر از آفریقا خارج شده بود.
     
    یک احتمال این است که این جمعیت های پیشگام منقرض شدند و بعدا موج تازه ای از مهاجران جای آنها را گرفتند و در همه جهان پخش شدند.

     

     

    بستر دریاچه کهن در میان شن های صحرای نفوذ دیده می شود

    Read more
  • هزینه انتقال تابلوی مونالیزا چقدر است؟

    بی تردید یکی از مهمترین و گران‌ترین آثار هنری جهان تابلوی مونالیزا یا لبخند ژوکوند، اثر بی بدیل لئوناردو داوینچی است که در موزه لوور فرانسه نگهداری می‌شود.
     
    این اثر به قدری با ارزش است که هیچ قیمتی بر روی آن نمی‌توان گذاشت. مونالیزا در بخش ویژه‌ای در پشت شیشه‌‌های مخصوص موزه لوور نگهداری می‌شود و بازدیدکنندگان حتی نمی‌توانند به دو متری آن نزدیک شوند. حفاظت از این اثر آنچنان اهمیت دارد که عکاسی با فلش از آن ممنوع است.
     
    حال تصور کنید به هر دلیل قرار باشد تابلوی مونالیزا به جای دیگری منتقل شود، به نظر شما این انتقال چقدر هزینه خواهد داشت؟
     
    پیش از این فرانسواز نیسن، وزیر فرهنگ فرانسه قصد داشت تا این تابلو را برای مدت کوتاهی در موزه دیگری در کشور به نمایش بگذارد اما با دیدن هزینه ۳۰ تا ۳۵ میلیون یورویی انتقال آن به کلی از تصمیم خود منصرف شد.
     
    بله درست خوانده‌اید! ۳۰ تا ۳۵ میلیون یورو لازم است تا شاهکار داوینچی از موزه لوور پاریس به جای دیگری منتقل شود.
     
    بخشی از گزارش برآورد هزینه موزه لوور از انتقال تابلوی مونالیزا در نشریه لوپاریزین فرانسه منتشر شده است. بر اساس این گزارش هزینه بیمه تابلو ۲ میلیون یورو، ۲ تا ۳ میلیون برای ساخت محفظه نگهداری، ۵ میلیون یورو بسته بندی و حمل و نقل و ۱ تا ۲ میلیون یورو برای حفاظت انسانی و الکترونیکی هزینه خواهد داشت.

    Read more