Women زنان

  • رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان : مانع ازدواج دختران ۱۳ ساله نشویم

    رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره بلوغ های زودرس کودکان و نوجوانان ایرانی، گفت: بلوغ جنسی در این افراد دائما در حال کاهش است، باید روی خویشتنداری تا سن ازدواج و آموزش جنسی قبل از ازدواج تاکید جدی شود.

    به گزارش جام جم آنلاین ،زهرا آیت اللهی در گفت و گو با زنان ایرنا با بیان اینکه نباید جلوی ازدواج افراد زیر 18 سال را بگیریم، افزود: اکنون سن بلوغ جنسی در دختران و پسران در کشور دائما رو به کاهش است و دختران و پسران 10 و 11 ساله در اجتماع با هم ارتباط برقرار می کنند، این واقعیت اجتماعی است و نشان دهنده نیاز دختر و پسر به جنس مخالف است. وی اضافه کرد: حال با این همه، باید نیاز به جنس مخالف بی پاسخ گذاشته شود یا نه؟ اگر پاسخی به آن داده نشود یعنی چشممان را روی واقعیت بسته ایم.
    آیت اللهی ادامه داد: در این زمینه باید به دختران کمک کرد، آموزش ها و مشاوره های لازم به آنان داده شود تا توانمند شوند و با وجود اینکه بلوغ جنسی در این افراد اتفاق افتاده و نیاز به ارتباط با جنس مخالف دارد، باید خویشتنداری و خودکنترلی داشته باشد و زمانی که برای ازدواج آماده می شوند این نیاز را در قالب ازدواج پاسخ دهند.

    سن قانونی ازدواج برای دختران 13 سال است

     

    رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان گفت: درباره ازدواج کودکان زیر 15 سال مطالب زیادی مطرح می شود اما آن چیزی که در قانون مصوب است و به آن عمل می شود کمترین سن ازدواج برای دختران 13 سال است.
    آیت الهی ادامه داد: برای ازدواج دختران 13 ساله که خودشان تمایل دارند، باید خانواده ها رضایت به ازدواج داشته باشند و مصلحت فرزندشان را در این موضوع ببیند و نظارت داشته باشد.
    وی تصریح کرد: البته نباید به گونه ای باشد که دختر 13 ساله پس از اینکه عاشق شد، فوری تن به ازدواج دهد، بدون اینکه قدرت تشخیص داشته باشد، چرا که به طور قطع با مشکلات جدی برخورد می کند.
    وی با طرح این سوال که آیا درست است سن ازدواج را از 13 سال بالاتر ببریم یا نه؟ ادامه داد: ‌برخی ملاک سن ازدواج برای دختران را 15 و برخی دیگر 18 سال می دانند اما با توجه به اینکه بلوغ جنسی در حال کاهش است،‌ در صورتی که این افراد تمایل به ازدواج داشته باشند، می توانند زمینه ازدواج آنها را فراهم کرد.
    نیاز به جنس مخالف غیر از ازدواج پذیرفته نیست

     

    وی خاطرنشان کرد: نیاز به جنس مخالف برای دختران و پسران غیر از قالب ازدواج پذیرفته نیست چون شرع و قانون نمی پذیرید چراکه بیشترین آسیب را از این موضوع دختران می ببیند.
    آیت اللهی ادامه داد: پس از یک ارتباط نامشروع بچه های ناخواسته ای نیز خود بخود متولد می شوند و برخی از دختران نمی خواهند که این جنین بزرگ شود و تن به سقط جنین می دهند و در اینجا نیز یک موجود زنده از بین می رود و این موضوع از نظر اخلاقی و شرعی و قانونی قابل پذیرش نیست.
    وی اظهار داشت: هنگام سقط جنین نیز دختر دچار آسیب زیاد روانی و جسمانی می شود و اگر بچه هم متولد شود حاصل یک رابطه نامشروع است که پدرش معلوم نیست و یک عمر محکوم به انواع و اقسام بدبختی ها است و از طرفی دیگر مادر هم دوست ندارد که مسئولیت این بچه را قبول کند و چون پدر مشخصی ندارد این طفل مجبور است بدون پدر و مادر در جامعه بزرگ شود.
    وی با بیان اینکه بنابراین روابط خارج از چارچوب ازدواج را نمی پذیریم، اظهار داشت: این واقعیت وجود دارد از یک طرف دختر دلش می خواهد با جنس مخالف ارتباط داشته باشد و شدیدا در خودش این نیاز را می بیند و از طرف دیگری قانون باید کمکش کند.
    بلوغ زودتر از 13 سال

     

    آیت اللهی معتقد است اگر بلوغ جنسی زودتر از 13 سال اتفاق افتاد باید آن فرد یاد بگیرد خودش را کنترل کند و بعد از 13 سال تن به ازدواج دهد.
    وی تاکید کرد: اگر دختر 14 سال است می خواهد ازدواج کند دو حالت دارد یا آمادگی برای ازدواج ندارد یا دارد، اگر آمادگی دارد ما نیز نباید این آمادگی را خیلی سخت تعریف کنیم.
    وی خاطرنشان کرد: واقعیت اجتماعی نشان می دهد مادربزرگان و پدربزرگان ما در سنین کودکی ازدواج کرده اند و بسیاری از آنها 14 یا 15 ساله بودند و ازدواج های خوبی داشتند و خانواده ها حمایتشان می کردند و کم کم باید وارد زندگی مشترک شان می شدند و امروز این رویه نیز باید در جامعه ما اجرایی شود.
    رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان گفت: من می خواهم بگویم که جامعه از این دست اتفاقات زیاد می بیند که دختر 13 یا 14 ساله با پسری دوست می شود و خیلی خوب بلد است که چگونه رابطه عاشقانه برقرار کند و رابطه هایشان هم طول می کشد چرا این را در قالب ازدواج نمی توانیم ببنیم که این دختر می تواند ازدواج کند و با شوهرش دوست و رفیق باشد و با هم خوب زندگی کنند و خوش و خرم باشند.
    احساس مسئولیت دختران امروزی کمتر از گذشته است

     

    وی تاکید کرد: امروز مسئولیت های زندگی خانوادگی برای دختران ما بسیار کمتر از دختران دو نسل قبل از ما است.
    آیت اللهی ادامه داد: الان می بینیم زندگی در یک آپارتمان کوچک است، جارو برقی دارند، غذا پختن خیلی سخت نیست، رسیدگی در خانه خیلی سخت نیست و دیگر رفت و آمدهای خانوادگی قدیم که به یکباره خانواده شوهر 20 تا 30 نفر با هم می آمدند، دیگر به این شکل نیست و مسئولیت ها محدودتر شده است.
    وی اضافه کرد: ازدواج در گذشته شاهد موفقیت های جدی بوده است، هر چند ازدواج های ناموفق هم داشته اند ولی بالاخره موفقیت در آن زندگی ها بیشتر از زندگی های امروزی است، پس باید اجازه دهیم دختر بالای 13 سال که خواستگار خوب دارد و خودش راضی به ازدواج است،‌ ازدواج کند.
    مانع ازدواج دختران 13 ساله نشویم

     

    رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان گفت: باید این ازدواج ها اتفاق بیفتد ولی در کنارش باید برای اداره خانواده این فرد را توانمند کنیم و راهکارش این نیست که مانع ازدواجش شویم.
    وی با بیان اینکه آموزش و پرورش باید مباحث مربوط به خانواده را در کتاب های درسی بگنجاند، تصریح کرد: اکنون در لایحه برنامه ششم توسعه و سیاست های کلان نظام این موضوع آمده است که دختران در دوران نوجوانی آموزش داده شوند نه اینکه حتما ازدواج کنند.
    ** آموزش همسرداری مهمتر از یادگیری فیزیک و شیمی
    وی با بیان اینکه دختران باید یاد بگیرند که چگونه همسرداری کنند، گفت: اینکه دختران با خانواده همسرشان برخورد داشته باشند واجب تر است تا بخواهند انواع و اقسام فرمول های شیمی، فیزیک و ریاضی را یاد بگیرند.
    وی با بیان اینکه اهمیت همسرداری کمتر از این موضوع نیست، ادامه داد: ما اکنون می خواهیم آموزش مهارت های زندگی از دبستان تا دبیرستان مطرح شود، تا دانش آموزان بیشتر با این موضوعات آشنا شوند چرا که اینها مهارت زندگی است.

    ** سن ازدواج را بیخودی بالا نبریم
    آیت اللهی با بیان اینکه نباید سن ازدواج را بیخودی بالا ببریم، افزود: اگر سن ازدواج بالا برود اتفاقات خوشایندی نمی افتد و یکی از آنها این است که برخی از دختران را از ازدواج موفق، محروم می کنیم.
    وی ادامه داد: تا زمانی که دختر خواستگار دارد باید شرایط ازدواج را برای آنها فراهم کنیم چرا که ممکن است دیگر خواستگارهای خوب به سراغ آن دختر نیاید و مجرد باقی بماند.
    وی اضافه کرد: همیشه باید شرایط خوب را برای دختران ببینیم البته اینکه مرد 60 ساله از یک دختر جوان خواستگاری کند، این را قبول نداریم اما برای شرایط خوب باید ارزش قائل شویم.

    رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان گفت: برای دخترانی که زود ازدواج می کنند می بایست در مدرسه برای این دختران تسهیلاتی فراهم شود تا مجبور به ترک تحصیل نشوند.
    وی اضافه کرد: باید به دخترانی که در 14 تا 15 سالگی آمادگی ازدواج دارند، کمک کنیم تا شرایط ازدواج آنها فراهم شود تا برای ازدواج آماده تر شوند ولی مانع ازدواج دختران 13 سال به بالا نشویم.
    آیت اللهی ادامه داد: عرف اجتماعی در برخی از مناطق این ازدواج ها را به رسمیت می شناسد و این ازدواج ها اتفاق می افتد ولی متاسفانه ثبت نمی شوند که باید چاره ای برای این ازدواج هایی که هرگز ثبت نمی شود، در کشور انجام شود.
    وی اظهار داشت: یک ازدواج ثبت نشده آسیب های کلانی برای دختران ایجاد می کند و اگر بخواهد طلاق بگیرد هیچ ازدواج ثبتی ندارد و مهریه اش را نمی تواند بگیرد و اگر صاحب فرزند شود ظاهر قضیه ازدواج نبوده و این فرزند در ظاهر مربوط به یک رابطه نامشروع بوده است و این یک رابطه غیررسمی ازدواج است.
    بالابردن سن ازدواج آسیب های جدی دارد

     

    وی اضافه کرد: بالا بردن سن ازدواج از آنچه که قانون گفته به مصلحت جامعه دختران و زنان ما نیست و آسیب های آن را زیاد می کند و همچنین شریعت مقدس اسلام هم این را نمی پذیرد چون احکام اسلامی ما می گوید دختر وقتی که می خواهد ازدواج کند و سن لازم را دارد چرا باید مانعش شویم چون حق شخصی این فرد است.
    آیت اللهی تصریح کرد: چگونه است که برای رفتارهای شخصی زنان، دختران و شهروندان حقوق زیادی قائل می شویم اما در بحث ازدواج که یک مساله شخصی است مداخله می شود و می خواهیم دست و پای آنها را ببندیم و در تصمیم گیری هایشان محدودشان کنیم.
    ازدواج های ناموفق در کشور زیاد است

     

    وی همچنین در پاسخ به این سوال که دو هزار کودک بیوه در کشور وجود دارد، گفت: قبول دارم برخی از ازدواج های دختران زیر 15 تا 18 سال ناموفق است اما آیا ازدواج دخترانی که بالای 20 تا 30 سال اتفاق می افتد همه آنها موفق است.
    آیت اللهی با بیان اینکه متاسفانه ازدواج های ناموفق در کشور زیاد داریم،‌ گفت: آمارها نشان می دهد تا چند سال قبل، از هر پنج ازدواج یک مورد طلاق اتفاق می افتاد اما اکنون به سمتی رفته است که از هر چهار ازدواج یک مورد طلاق رخ می دهد.
    وی تاکید کرد: بنابراین نباید روی ازدواج های ناموفق دختران زیر 18 سال تمرکز کنیم و این را تعمیم بدهیم به اینکه این ازدواج ها ناموفق است و باید جلوی آن را بگیریم.
    150 هزار دختر و پسر هرگز ازدواج نکرده

     

    رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان گفت: طبق آمار سال 1390 و براساس آخرین سرشماری، بیش از 150 هزار دختر و پسر مجرد که بیش از 50 سال دارند هرگز ازدواج نکردند.
    وی ادامه داد: از رسانه ها و همچنین دلسوزان مسایل دختران و پسران در کشور باید سوال کرد که چرا اینجا صدایتان درنمی آید؟
    آیت اللهی اضافه کرد: ما جز مردم این جامعه هستیم و باید دید که در کشور ناله خانواده ها از چیست، اینکه پسر 40 ساله دارند و ازدواج نمی کند و یا به دلیل نداشتن امکانات نمی تواند ازدواج کند.
    درد جامعه افزایش سن ازدواج است

     

    آیت اللهی تاکید کرد: درد خانواده ها و جامعه این است که دختران و پسران بالای 30 سال هنوز ازدواج نکرده اند؟ یا اینکه چه تعداد دختر 10 تا 12 ساله ازدواج کرده اند؟ ما نباید صورت مساله را اینقدر تغییر دهیم.
    وی اظهار داشت: یکسری سازمان های بین المللی مسائلی را به عنوان درد جامعه بین الملل مطرح می کنند که در واقع درد جامعه بین الملل نیست، آنان نمی دانند که جامعه ایران چه دردی دارد.
    وی تصریح کرد: آیا در سازمان ملل متحد زمانی که می خواهند اسناد حقوقی مربوط به زنان و کودکان را بنویسند،‌ ایرانی ها در تدوین آنها به اندازه آمریکایی ها نقش دارند؟
    آیت اللهی تاکید کرد: آنان معضل ازدواج زودهنگام دختران ایران و اینکه چرا دختران زیر 18 سال ازدواج می کنند، را به عنوان درد این جامعه مطرح می کنند چون خودشان نگرش روابط جنسی آزاد دختران را به رسمیت شناخته اند.
    وی خاطرنشان کرد: به عنوان مثال در برخی کشورها، برای سقط جنین دختر 16 ساله به صورت فردی تصمیم می گیرد و پدر و مادرش نمی توانند برای سقط مداخله ای داشته باشند ولی برای سایر اعمال جراحی خانواده ها باید نظر بدهند. رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان گفت: در جایی که رابطه آزاد به رسمیت شناخته می شود طبیعی است روی ازدواج کمتر تمرکز می کنند چون آنها ازدواج را رابطه ای می بینند که برای دولت بار مالی دارد و در حریم خصوصی آنها و روابط آزاد دخالت نمی کنند.
    وی معتقد است در کشوری که رابطه آزاد به رسمیت شناخته نمی شود قاعدتا نمی توانیم فارغ از ازدواج، رابطه ای را به رسمیت بشناسیم پس در ازدواج نباید زیاد سخت گیری کنیم.
    تدوین سندی برای بودن یا نبودن

     

    آیت اللهی افزود: اکنون مساله ای که در کشور وجود دارد این است که آموزش مسائل جنسی باید وجود داشته باشد یا نه که به همین منظور در شورای فرهنگی و اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی، نظرات کارشناسی افراد مختلف را درباره بودن یا نبودن سیاست هایی در کشور درباره آموزش مسائل جنسی، جمع آوری کردیم که در نهایت سند نهایی هم آماده شد.
    وی تصریح کرد: در حال حاضر این سند در صحن شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح است و باید روی آن کار شود.
    روی مسائل جنسی خوب کار نشده است

     

    آیت اللهی ادامه داد: یکی از خلاهایی که در کشور از اول انقلاب تاکنون وجود داشته است این است که روی مسائل جنسی خیلی خوب فکر نکرده ایم و کار چندانی با برنامه ریزی دقیق انجام نشده است.
    وی با بیان اینکه در حقیقت ما صورت مساله را پاک کرده ایم، گفت: ولی باید اقدامات جدی انجام شود و این موضوع را فراگیر ببینیم، چرا که یک بخش آن مساله جنسی است و بخش دیگر آن درباره افراد دارای اختلال هویت جنسیتی است.
    وی با بیان اینکه رفتارهای افراد دارای اختلال هویت جنسیتی حرام است، خاطرنشان کرد: باید مشخص شود که در بحث آماده سازی برای ازدواج در ارتباط با مسائل جنسی چه حرف هایی داریم درباره بیماری های جنسی که افراد دارند و برای ازدواج ایجاد اختلال می کنند نیز چه برنامه هایی در کشور وجود دارد.
    تا قبل از ازدواج فقط خویشتنداری

     

    رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان گفت: براساس توصیه هایی که دین ما دارد سخن این است که تا آستانه ازدواج ما اطلاعات جنسی که باید به افراد ارائه دهیم مربوط به خویشتنداری است.
    وی اظهار داشت: باید دختران و پسران ما آموزش های مربوط به خویشتنداری را تا فقط آستانه ازدواج یاد بگیرند و توانمند شوند،‌ آنان باید عفیف بمانند.
    آیت اللهی تاکید کرد: ما آموزش جنسی تا این حد را می توانیم ارائه دهیم و بنابراین توصیه هایی که برخی در داخل مطرح می کنند مدل های غربی است که بیاییم بچه ها را با اندام جنسی آشنا کنیم و اینکه رابطه جنسی چیست و منجر به چه چیزهایی می شود اینها غیر از اینکه ما دانش افراد را در ارتباط با این مسایل زیاد می کنیم و منجر به تحریک جنسی می شود هیچ چیز دیگری نیست.
    رئیس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان ادامه داد: به آموزش دوران بلوغ اعتقاد داریم تا نوجوان بداند چه تحولاتی جسمانی یا روانی درونش اتفاق می افتد، البته درباره تحولات جسمانی و روانی باید چگونه خویشتنداری کنیم، کشور به این موضوعات نیاز دارد و باید افراد در آستانه ازدواج را با این مسائل به خوبی آشنا کرد.
    وی با بیان اینکه نیمی از کشور دچار افراط و تفریط هستند، گفت: از طرفی می گویند چرا به کودکان دبستانی آموزش جنسی داده نمی شود و از آن طرف کسی که در آستانه ازدواج است هیچ آموزش جنسی به آنها نمی دهیم و این یکی از خلاهای ما است.
    آیت اللهی گفت: باید آموزش های قبل از ازدواج در کشور پررنگ شود و در جایی که می خواهد وارد یک رابطه جنسی فعال در ارتباط با همسر مشروع شود باید آموزش داده شود تا آنان دچار مشکلات جنسی نشوند.
    وی تاکید کرد: ما آموزش جنسی را تا آستانه ازدواج می پذیریم تا در رابطه زناشویی دچار مشکل نشوند.

     

    Read more
  • طرح دوباره موضوع "عقیم‌سازی اختیاری زنان کارتن‌خواب".

    یک مقام استانداری تهران از طرحی جنجالی که ماه‌ها پیش هم خبرساز شده بود، دفاع کرده است. این طرح می‌گوید، برای مهار بیماری‌های مقاربتی و تولد کودکان بی‌سرپرست، بایست زنان کارتن‌خواب را با رضایت خودشان عقیم کرد.

    مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران معتقد است که باید با "قانع‌کردن زنان کارتن‌خواب" آنها را عقیم کرد تا "جلوی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی گرفته شود". سیاوش شهریور در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) تأکید کرده که بر اساس قوانین ایران و به لحاظ حقوقی "هیچ‌کس اجازه ندارد" بدون رضایت زنان آنها را عقیم کند و هیچ‌یک از "مدیران ملی" هم با این "گزاره ضد حقوقی" موافق نیست. او با وجود این، با برشمردن برخی آسیب‌های اجتماعی، از طرح یادشده دفاع کرده است.
    به گفته‌ی مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران در میان زنان کارتن‌خواب توزیع‌کنندگان و مصرف‌کنندگان مواد مخدر وجود دارند که تن‌فروشی هم می‌کنند؛ بیش از ۲۰ درصد آنها به بیماری ایدز مبتلا هستند و در شیوع "انواع و اقسام بیماری‌ها" نقش دارند: «برخی از این زنان علاوه بر اعتیاد و کارتن‌خوابی و توسعه فحشا، عین ماشین جوجه‌کشی بچه تولید می‌کنند و چون بچه‌ها سرپرست ندارند، به فروش می‌رسند.»

     


    مدیرکل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران به ایلنا گفته است که "بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد و نخبگان اجتماعی" هم موافقند که "اگر زنی بیماری دارد، سکس وُرکِر هم هست و جا هم ندارد، با رضایت خودش عقیم شود".
    موضوع "عقیم‌کردن زنان کارتن‌خواب" برای نخستین بار اوایل سال جاری (۱۳۹۵) و به نقل از شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری اسلامی، در شبکه‌های اجتماعی مطرح شد. در آن زمان معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری اعلام کرد که موضوع بحث مربوط به یک سال پیش است. خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) هم به نقل از عالیه شکربیگی، دبیر کارگروه خانواده سالم معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نوشت: «مولاوردی مخالف عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب است و این موضوع سیاست معاونت امور زنان و خانواده نبوده و نیست.» شهیندخت مولاوردی هم توییت کرد که دولت برنامه‌ای در این زمینه ندارد.
    مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران ناکامی در "تولید امید و اشتغال" را از جمله عوامل بروز پدیده‌ی کارتن‌خوابی و آسیب‌های ناشی از آن برشمرده است: «جوانی که نا‌امید و بیکار است و سنش ۴۰ سال شده و شریک جنسی ندارد، باید از یک سو به فرد آموزش دهیم که از وسایل پیشگیری استفاده شود که حداقل مریض نشود.»
    آسیب‌های اجتماعی در ایران در سال‌های اخیر در پی وخامت شرایط اقتصادی، گسترش فساد و تشدید شکاف طبقاتی به صورت چشمگیری افزایش یافته است. در روزهای اخیر هم تصاویری از گورخوابی افراد بی‌خانمان در اطراف تهران منتشر شده بود.

     

    Read more
  • سونیا بیطوشی: می‌خواهم نماینده ایران در مسابقه دختر شایسته جهان باشم

    سونیا بیطوشی، طراح کرد ایرانی مد و لباس، می‌گوید می‌خواهد به عنوان نماینده ایران در رقابت‌های سال آینده دختر شایسته جهان شرکت کند و مطمئن است در مقایسه با دیگر دختران کرد، که کشور مستقلی ندارند، ایرانی بودنش شانس بیشتری به او برای موفقیت می‌دهد.

    بخش انگلیسی پایگاه خبری کردی «رووداو» روز چهارشنبه در گزارشی از اربیل، مرکز اقلیم کردستان عراق، با ذکر این مقدمه از قول خانم بیطوشی ایرانی نوشت «در انتخاب من به عنوان دختر شایسته ایران تردیدی نیست ... همه ایرانی‌ها مرا به عنوان ملکه زیبایی خود می بینند.»

     

    بر اساس این گزارش، سونیا بیطوشی در سال ۲۰۱۶ میلادی در تهران به عنوان دختر شایسته ایران انتخاب شد؛ هرچند مسئولان جمهوری اسلامی اجازه برگزاری چنین مراسمی را صادر نمی‌کنند و این مراسم به صورت غیررسمی و غیرمجاز در ایران برگزار می‌شود.

     

    خانم بیطوشی در گفت‌وگو با ررودوا گفت «درست است که حکومت ایران اجازه چنین مراسمی را نمی دهد، اما شرکت‌های خصوصی چهار سال پی در پی است که این مراسم را برگزار می‌کنند.»

    به گفته او دختر شایسته سال ۲۰۱۴ ایران نیز یک دختر کرد دیگر به نام شادی عثمانی بود.

    اشاره خانم بیطوشی به یک صفحه فیس بوکی به نام «دختر شایسته ایران» است که نام وی و چند تن دیگر را به عنوان برندگان امسال و سالهای قبل دختر شایسته در ایران می داند.

    اطلاعات فیس بوک خانم بیطوشی نشان می دهد او در شهر مهاباد از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی در ایران دبیر ستان رفته و در رشته مهندسی نرم افزار در دانشگاه آزاد این شهر درس خوانده است.

    سونیا بیطوشی قرار است در رقابت‌های بین المللی دختر شایسته ۲۰۱۷ در ویتنام شرکت کند.

    او با بیان این که «از حمایت مردم کردستان و ایران برخوردار است و این موضوع به او انرژی و انگیزه می‌دهد،» ابراز امیدواری کرده است که به پیروزی برسد.

     

    Read more
  • خواستگاری زنان از مردان؛ عرف‌هایی که تکان می‌خورد

    رادیو فردا : انتخاب کنیم یا انتخاب بشویم؟ این پرسشی است که مجله جامعه رادیوفردا با گروه‌های مختلف جوانان در میان گذاشته. آیا خواستاری و خواستگاری صرفاً اموری مردانه هستند؟ آیا زنان هرگز نباید برای آشنایی، رابطه، دوستی یا حتی ازدواج پا پیش بگذارند؟ چنین عرف و بایدی را چه کسی و کجا تعیین کرده؟ آیا چنین عرف‌های اجتماعی را می‌توان جابه‌جا کرد؟

    زنان و مردان جوانی که با مجله جامعه رادیوفردا گفت‌وگو کرده‌اند، می‌گویند بله می‌شود. گروهی از آنها حتی می‌گویند عرف‌هایی از این دست از قبل جابه‌جا شده‌اند، هر چند هنور هم بخش بزرگ‌تری از جامعه آنها را به عنوان تابوهای اجتماعی می‌شناسند اما باد تغییر در جامعه ایرانی وزیدن گرفته است.

    با این حال حتی آنها که به تغییر باور دارند، هم اما و اگرها، دلهره‌ها و نگرانی‌های خودشان را دارند.

    زنان فکر می‌کنند، گنجایش و پذیرش مردان برای پا پیش گذاشتن آنها هنوز در جامعه ایرانی فراهم نیست. این صدای یکی از آنهاست:

    «نظر شخصی من این است که انتخاب کنم تا اینکه انتخاب بشوم اما خب تا به حال پیش نیامده که این را مستقیم به فردی بگویم و دلیلش این است که شاید مردها ظرفیت یا جنبه‌اش را ندارند تا حدی. آن هم می‌تواند به این دلیل باشد که شاید عرف جامعه‌مان چنین چیزی را نمی‌پذیرد که دخترها اول بروند جلو و اقدام کنند و در بعضی از قشرها هم حتی تابو محسوب می‌شود این موضوع.
    چیزهایی هم که در تجربیات دوستانم دیده‌ام بعضی‌شان خوب بوده. مستقیم رفته و گفته‌اند و هیچ مشکلی هم نبوده اما خب بعضی‌ها هم بوده که رفته‌اند و بعضا با حرف‌هایی مواجه شده‌اند که جنبه سوءاستفاده داشته».

    او همچنین نگران برداشتی است که از ارزش یک زن در نگاه مردان وجود دارد. آیا یک زن با انتخاب مرد مورد علاقه‌اش و پیشنهاد دادن به او ارزش خود را در میان می‌گذارد؟

    «این را خیلی دیده‌ام و حس می‌کنم که اگر اول دختران بروند و بگویند انگار که ارزش‌شان در ذهن مردان می‌آید پایین. نمی‌دانم چرا چنین چیزی را حس می‌کینم و در بعضی موارد هم دیده‌ام. خیلی از آدم‌ها این طوری هستند که اگر اکی بشود این موضوع، برای هر موضوعی می‌گویند من که از اول نمی‌خواستم، تو اگر اصرار نمی‌کردی یا نمی‌گفتی که من علاقه‌ای نداشتم...یک چنین چیزهایی. شاید یکی از دلایل مهم‌ام هم ترس از شنیدن چنین حرف‌هایی باشد».

    مرتضی مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام، یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ حیثیت و احترام زن را رسم دیرینه خواستگاری مردان از زنان می‌داند.

    همه ما دست‌کم یک بار هم که شده این را شنیده‌ایم که طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و نیاز و زن را مظهر ناز می‌داند و همه اینها یعنی در باور عمومی خواستگاری کاری است که همیشه مردان باید بکنند. بر هم زدن این باور برای زنانی که آن را قبول ندارند چه عواقبی خواهد داشت؟ یک مخاطب مجله‌ جامعه‌ رادیوفردا در ایران پاسخ می‌دهد:

    «ببینید آنچه همواره در یک جامعه باور عامه مرد باشد وقتی خلاف جهتش عمل کنی انگار آن نظم چیده شده را بر هم زده‌ای. تقاضای ازدواج یک خانم از یک آقا جسورانه است چون بر خلاف اصول مرسوم جامعه است. به نظر من عواقب تنش‌زا یا بحرانی برای آن خانم پس از پیشنهادش وجود ندارد. یا جواب مثبت می‌شنود یا منفی.
    آن طور که من از مردان اطرافم شنیده‌ام این موضوع را باعث شجاعت یک خانم می‌دانند و حتی حاضرند در مورد پیشنهادش فکر کنند ولی خب خانواده‌ها اغلب نگرش مثبتی در مورد این قضیه ندارند و هنوز زمان می‌برد تا این مسئله بتواند در جامعه عرف مخصوص به خودش را تولید کند».

    تالارهای گفت‌وگو و کانال‌های آموزش و مشاوره بی‌شماری در فضای مجازی وجود دارد با پرسش‌های بی‌پایان درباره رابطه میان زنان و مردان. تقریباً در تمامی این شبکه‌های آموزشی به زنان توصیه و آموزش داده می‌شود که برای انتخاب شدن چه کیفیت‌هایی را تمرین کنند. تقریباً هرگز صحبت از مهارت‌های انتخاب کردن برای زنان نیست.

    انتخاب کردن و قدم برداشتن در راه این انتخاب اتفاقی است که مردانه تلقی شده، تا آنجا که چنین عرفی رفتار مردان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. محمد از ایران از تجربه خود می‌گوید:

    «اولین باری که برای من پیش آمد که یک دختر خانمی به من پیشنهاد بدهند خیلی برای من جالب بود ولی در عین حال بهت‌زده‌ام هم کرد. چرا که انتظارش را نداشتم. من اصلاً جرئت نکردم که پیشنهادشان جواب بدهم. دلیلش هم این بود که واقعا کسی بود که من همیشه می‌خواستم.
    دلیلش واقعاً این بود که خودم را آماده نمی‌دیدم که ناگهان بیایند و به من پیشنهاد بدهند، این خیلی بهت‌زده‌ام کرد و اصلاً دوست نداشتم این اتفاق بیفتد چون آماده نبودم واقعا و خودم را از اینکه ایشان بیایند به من پیشنهاد بدهند و من را دستپاچه کنند ضعیف می‌دیدم.
    به هر حال بعدها پیشنهاد هم دادیم و پیشنهاد هم دادند و در دانشگاه جرئت و جسارت خانم‌ها بیشتر بود و کاملاً امر جاافتاده‌ای بود ولی خب حقیقتش هم این است که فرهنگ‌ها از خانه‌ای به خانه‌ای و از زبانی به زبان دیگر فرق می‌کند. من انکار هم نمی‌کنم بودند کسانی که واقعاً این کار را نمی‌پسندیدند».

    سیمون دوبوار، نویسنده و فمینیست مشهور فرانسوی جمله معروفی دارد. او می‌گوید یک انسان زن آفریده نمی‌شود، زن می‌شود. جامعه ایرانی تا چه حد تربیت و آموزش‌ لازم برای استقلال شخصیت زنان را در اختیار آنها قرار می‌دهد. زهرا می‌گوید تمام تربیت ایرانی برای یک زن بر خواستگاری مرد مناسب از او متمرکز است:‌

    «این که چرا جامعه ما نمی‌پسندد که زن بخواهد عواطف خودش را بیان کند چیزی که من در این بیست و چند سال زندگی در ایران فهمیدم این است که یک دختر، یک زن اغلب اوقات در خانواده‌های ایرانی جوری تربیت می‌شود که شخصیتی منفعل داشته باشد و وقتی که از اول به یک دختر آموزش می‌دهند که سر به زیر باش و این کار را انجام نده که یک خواستگار خوب برایت بیاید.
    یعنی یک جوری به یک دختر آموزش می‌دهند که تو قرار است چیز خیلی خوبی از خودت نشان بدهی نه اینکه بخواهی کاری انجام بدهی و بقیه از تو خوش شان بیایند و بیایند جلو و به تو پیشنهاد بدهند. اوج آمال و آرزوهای یک دختر را در ایران در یک خواستگار خوب تعریف می‌کنند نه اینکه تو خودت می‌توانی یک شخصیت پرفکت و عالی باشی».

    فریبا هم از کلیشه‌های جنسیتی موجود می‌گوید:‌

    «من حس می‌کنم که شاید کلیشه‌های جنسیتی است که مانع می‌شود دختران مستقیم بگویند. مثلاً اینکه دختر باید غرورش را حفظ کند. یا گاهی اوقات نگفتن دختر به صورت مستقیم مبنی بر باحیا بودنش می شود که من خودم این را اصلاً قبول ندارم. از نظر من این دقیقاً یک چیز مساوی بین دختران و پسران باید باشد که همان طور که پسران می‌توانند انتخاب کنند و بیایند بگویند، دختران هم بتوانند راحت انتخاب کنند و آن را بیان کنند».

    اما همه زنان هم تجربه مثبتی از جسارت، اصرار بر حق انتخاب و پا پیش گذاشتن زنان ندارند. نمونه‌اش؟

    «من جسارتش را ندارم چون سال‌ها پیش زمانی که دانشجو بودم به طور غیرمستقیم به شخصی فهماندم که به او علاقه‌مند هستم آن فرد هم با من رابطه عاطفی برقرار نکرد. رابطه ما منتج شد به یک رابطه جنسی صرفاً و من به خاطر پیش‌فرض ذهنی که دارم دیگر دلم نمی‌خواهد حتی اگر کسی را دوست داشتم به او این مسئله را بگویم چون نگرانم که منظور من را بد متوجه شود یا اینکه خودش هدف دیگری را جز رابطه عاطفی دنبال کند».

    با این حال باد تغییرات در ارزش‌ها و بنیادهای فکری گاه بر گروه‌هایی از مردان هم وزیده. محمد زنانی را که انتخاب‌گر هستند بااراده و قوی می‌داند و آنها را ستایش می‌کند:‌

    «در کل من وقتی که خانمی را می‌بینم که قدرت اراده و اعتماد به نفسش این قدر بالاست من واقعاً خودم کیف می‌کنم. اصلاً این به نظرم به جذابیت یک زن اضافه می‌کنم. احساس می‌کنم چه‌قدر قدرنمتد است و اعتاد به نفس‌اش بالاست یا بهتر بگویم می‌تواند به من قدرت و اعتماد به نفس بدهد. خب من همیشه از شخصیت‌های قدرتمند میان زنان آنهایی که زندگی‌شان دست خودشان بوده واقعا خوشم آمده از شیلدمورهای اسکاندیناوی بگیر تا پرسوناژهای زن شاهنامه در اساطیر ایرانی قدیمی خودمان».

    عرف‌های اجتماعی، توافق‌ها، عادت‌ها، رفتارها و باورهایی که صرف نظر از درستی یا نادرستی‌شان در جامعه پذیرفته شده‌اند، با آمدن و رفتن نسل‌های مختلف جابه‌جا می‌شوند اما اینکه رسم تاریخی و دیرینه‌ی خواستگاری مردان از زنان این روزها تا چه حد همچنان بنیادهای خود را حفظ کرده و مردان و زنان امروز تا چه خد به آن پایبند هستند، پرسشی است که همچنان جای طرح شدن دارد.

     

    Read more
  • تدبیر زن ۲۵ ساله، جاده را از اشرار گرفت

    جاده‌ مال‌رو و کوهستانی «ماجیرو» در منطقه «دشتیاری» استان سیستان و بلوچستان که حدود یک دهه گذشته در دست راهزنان و اشرار بوده، توسط «حمیرا ریگی»، اولین بخشدار بخش مرکزی چابهار تبدیل به جاده امنی معروف به «خانم ریگی» شده است و برخی اشرار منطقه حالا کارآفرین شده اند.

    به گزارش ایسنا، حضور راهزنان و اشرار در این جاده، مسافران را ناچار می‌کرده است برای گذر از آن، کیلومترها راه خود را دورتر کنند تا به جاده «پیرسهراب» برسند که خودش راه شوسه بوده و به دلیل مسایل امنیتی، کسی جرات گذر از آن را هم نداشته است تا این که حمیرا ریگی پس از انتصابش به عنوان بخشدار، در اولین اقدام، تصمیم می‌گیرد برای مجاب کردن استاندار برای احداث جاده‌ای آسفالته در ماجیرو با هدف کوتاه کردن مسیر تردد مردم، وی را به این جاده ببرد. اما بنابراین گزارش، امنیتی‌ها اجازه چنین کاری به او نمی‌دهند و همین سرآغاز داستان «جاده خانم ریگی» می‌شود.

    حمیرا ریگی برای رسیدن به هدفش، ابتدا باید امنیت جاده مال‌رو ماجیرو را تامین می‌کرده است. بنابراین، به دنبال سرکرده اشرار می‌رود و با ماشین پلاک دولتی، وارد روستای محل سکونت او می‌شود؛ روستایی که در تیررس و دید اشرار است. با پای خود به خانه سرکرده آن ها می‌رود و سرکرده که می‌بیند شکار با پای خود وارد خانه‌اش شده، برخلاف انتظار، به گفت‌وگو با زنی می‌نشیند که در 25 سالگی، سمت بخشداری را به دوش می‌کشد و مقاومت‌های قومی و قبیله‌ای نتوانسته اند سد راه انتصابش شوند.

    سرکرده اشرار که کوهستان را در دست دارد، لب به سخن می‌گشاید و از مشکلات آموزشی و بهداشتی روستایش سخن می‌گوید و در نهایت قول و قراری با خانم بخشدار می‌گذارد تا در قبال تامین امنیت جاده در روز بازدید استاندار و پس از آن، رفاه مردم با احداث جاده‌ای آسفالته در دل کوه با هدف کوتاه شدن مسیر دسترسی به مراکز بهداشتی و آموزشی را وعده می‌گیرد؛ وعده‌ای که هر دو بدان عمل می‌کنند.

    ریگی گفته است:«برخی افراد، شرارت را راهی برای بیان اعتراض خود به مشکلات انتخاب کرده بودند و محرومیت را با شرارت نشان می‌دادند که با توجه به یک سری مسایل، مسوولیت‌هایی را به آن ها سپردم و خودشان را عامل امنیت کردم. البته اقناع شدند که احداث جاده برای بهبود حال‎شان است. لذا افراد را به جای حذف، جذب کردیم. این در حالی است که برخی افراد شرور نیز اصلاح و با اشتغال زایی برای آن ها، حالا تبدیل به کارآفرین شده اند.»

    ریگی امنیت کنونی بخش بلوچستان را مدیون حضور و نقش آفرینی بومیان می‌داند و با تاکید بر این که شرایط کنونی نسبت به 10 سال پیش بسیار متفاوت و امنیت برقرار شده، تاکید کرده است: «واگذاری مسوولیت به بومیان و مشارکت مردم باعث ایجاد امنیت پایدار انسجام داخلی شده است.»

    بخشدار بالاخره موفق می‌شود تا استاندار را به جاده کوهستانی بیاورد تا از نزدیک صعب‌العبور بودن جاده را ببیند و همین بازدید موجب رضایت استاندار برای احداث جاده ماجیرو در دل کوه‌ها می‌شود.

    خبرنگار ایسنا داستان 10 سال گذشته منطقه را به نقل از راننده ای گزارش می کند که از مسیر جاده امریکایی ها (پیرسهراب) که حالا آسفالت شده و امنیت در آن برقرار است، تیم «خیران مدرسه ساز» و «انجمن حامی» را به «قصر قند» می رساند: «وضعیت در آن دهه با الان خیلی فرق داشت و امنیت کنونی در آن زمان هیچ معنایی نداشت. جاده‌ها بسیار ناامن و در دست اشرار بودند اما الان می‌بینید تردد به راحتی انجام می‌شود.»

    گزارش‎گر از وضعیت جاده نوشته است: «مقصد از شهرستان‌های جنوبی سیستان و بلوچستان است و برای رسیدن به آن، با توجه به غروبی که تاریکی را پس خود دارد، ناچاریم از تلنگ به قصر قند از مسیر بیچند بگذریم؛ بخشی از مسیر را از کوهستان و بخشی دیگر را از بستر رودخانه و به اصطلاح میان‎بر اما پر پیچ و خم و بسیار ناهموار عبور می‌کنیم. مسیر آن قدر ناهموار است که قسمتی از راه را با خودرویی شاسی بلند و کمک دار و بقیه مسیر را با ون هایس می‌رویم. از بستر رودخانه‌ای خشک شده می‌گذریم. ناهمواری موجود به دلیل سنگ‌های کف رودخانه، همگی‌ ما را به دیواره مینی بوس می‌کوبند و تکان‌ها آن قدر زیاد است که مجبور می‌شویم صندلی جلویی را با دو دست محکم بگیریم.»

    بنابراین گزارش، داستان مرگ و میر مادران بیمار و پا به ماه به دلیل عدم دسترسی به جاده و گذر از کوه‌ها که جان خود و فرزندانشان را از دست می‌دادند باعث شد تا اولین اقدام حمیرا ریگی به عنوان فرماندار قصر قند پس از انتصابش در سه سال پیش، احداث جاده‌ «بیچند» باشد؛ همان زنی که در میان فشارهای قومی متعصبان پس از سمت بخشداری، به عنوان اولین فرماندار زن دولت تدبیر و امید انتخاب شد؛ کسی که برای پیشبرد هدفش، تن به مذاکره با اشرار داده بود.

    گروه به خانه فرماندار می روند:«فرماندار قصرقند با همراهانش وارد می‌شود و طبق عادت بلوچ‌ها، بر زمین و دو متکایی که یک پشتی را تشکیل می‌دهند، تکیه می‌زند؛ با لباسی سنتی زیر چادر سیاهش. سوزن دوزی‌های نارنجی و قرمز و زرد سرآستین‌ها و جلوی لباس بر روی پارچه فیروزه‌ای بر تن فرماندار خودنمایی می‌کند.»

    حمیرا ریگی بزرگ شده جنوب استان سیستان و بلوچستان است و متولد چابهار. او از شرایط سخت درست خواندن گفته است و محرومیتی که وادارش کرده است در مدرسه پسرانه و در میان حدود 400 دانش آموز پسر با وجود اعتراض اقوام و همسایگان درس بخواند. او خود را مدیون پدری می‌داند که در برابر تمامی فشارها مقاومت کرده و دخترش را حدود 800 کیلومتر دورتر از خانه، به دانشگاه فرستاده است. او اقدام خود و پدرش برای تحصیل در منطقه‌ای که زندگی می‌کرده را یک ضد ارزش اجتماعی در دوره خودش عنوان کرده است.

    فرماندار قصرقند که از جمله معدود تحصیل کردگان زن در این مقطع محسوب می‌شده، از ورودش به حوزه بانوان و چگونگی انتخابش به عنوان مسوول کمیته بانوان شورای شهر چابهار و سپس دبیری کمیسیون بانوان می‌گوید و این که در سال 80 و در 25 سالگی به عنوان اولین بخشدار زن استان سیستان و بلوچستان انتخاب شده است.

    می‌گوید: «پنج سال بخشدار بودم تا این که با تغییر دولت، تغییراتی در زیر مجموعه‌ها ایجاد شد که به نظرم یک بیماری مضر برای کشور است چرا که نگاه‌ها به توانمندی‌ها و شایستگی‌ها، سیاسی هستند و با تغییر دولت‌ها، افراد محکوم به حذف می‌شوند. آرزوی من تغییر این نوع نگاه‌ها است. معتقدم هر فردی که شایستگی خادمی مردم را داشته باشد، باید در اجتماع حضور داشته باشد.»

    حمیرا ریگی دوسال بعد از بخشداری، ریاست اداره کل بهزیستی را برعهده می گیرد اما به دنبال آن، شش سالی از حضور در اجتماع محروم می‌شود تا این که از ابتدای سال 93 برای همکاری با دولت دعوت و به عنوان اولین فرماندار زن در دولت تدبیر و امید منصوب می‌شود. او چنین انتخابی را در سیستان و بلوچستان با نگاه سنتی و شرایط خاص منطقه‌ای، تحول و جهشی نه تنها در خودباوری زنان دانسته بلکه معتقد است این انتصاب، مردان را نسبت به توانمندی زنان آگاه می‌کند.

    گزارش گر ایسنا می نویسد:«گفته‌های فرماندار زمانی برایم مصداق عینی می‌یابد که در طول اقامت چند روزه در بلوچستان و دعوت بومیان و اعضای شوراهای شهر و روستا برای بیان مشکلاتشان، در میهمان نوازی‌ها و سفره‌هایی که پهن می‌شدند، هیچ زنی بر سر سفره‌ای که زحمتش را کشیده بود، حاضر نمی‌شد و زنان را تنها در آشپزخانه می‌توانستی ببینی نه در میان میهمانان. این در حالی بود که میزبانان ما به نسبت منطقه‌ای، از جایگاه اجتماعی بالایی در میان مردان محسوب می‌شدند و اغلب فرهنگیان و از قشر تحصیل کرده به شمار می‌رفتند. اما نوع نگاه سنتی و فرهنگ منطقه‌ای اجازه حضور چندانی به زنان نمی‌داد و اهالی خود این موضوع را بخشی از فرهنگ شان می‌دانند که باید آن را محترم شمرد.»

    فرماندار قصر قند در خصوص مقاومت‌های اجتماعی در بدو ورودش به کار گفته است: «از طرف برخی مردم و بعضا بزرگان، علما، روحانیون و ریش سفیدان نگرانی‌هایی در خصوص بحث ضعف مدیریتی زنان به عنوان "ضعیفه" وجود داشت که با بررسی در خصوص علت آن، متوجه شدم مردم تجربه مدیریت سیاسی یک زن را نداشتند و به دلیل نوع نگاه‌ها به زنان، آن ها در جایگاهی پایین‌تر از مردان قرار دارند. از سوی دیگر، تجربه تلخ عدم موفقیت برخی مردان در حل مشکلات و محرومیت‌ها نیز چنین ذهنیتی را تقویت کرده بود. تصور دیگر این بود که به عنوان یک زن درصدد حذف مردان هستم.»

    وی که معتقد است زنان در جامعه بلوچی محکوم به خانه نشینی هستند و نقشی در تصمیم گیری‌ها ندارند، افزوده است: «باید در جامعه‌ای با چنین دیدگاهی، نگرانی مردان را برطرف و مطالبات را قبل از مراجعه پی گیری می‌کردم. »

    می گوید: «کل مساحت شهرستان قصر قند شش هزار و 110 کیلومتر مربع است که پس از انتزاع بخش تلنگ از چابهار و پیوستن آن به قصرقند، به دلیل وجود رشته‌کوه‌ها، مردم این بخش برای ارتباط با مرکز شهرستان باید مسافت 350 کیلومتری را طی می‌کردند و سه شهرستان را دور می‌زدند که نارضایتی مردم را در بر داش. به همین دلیل، اقدام ماندگار و استراتژیک ما، احداث جاده‌ای بود که مسافت 350 کیلومتری را به 60 کیلومتر کاهش می‌داد. این در حالی است که این جاده که از میان کوه‌ها عبور می‌کند، قصرقند را به چابهار به عنوان منطقه‌ای آزاد و برخوردار از نظر اقتصادی وصل می‌کند. بدین ترتیب، ضمن آن که قصر قند را از بن‌بست خارج می‌کند، فاصله‌اش تا منطقه آزاد را از 210 به 150 کیلومتر کاهش می‌دهد. پس این جاده در توسعه شهرستان نقش به سزایی دارد.»

    به گفته فرماندار قصرقند، در کل شهرستان، تنها 20 درصد مردم جزو طبقه متوسط و 80 درصد زیر طبقه متوسط هستند.

    حمیرا ریگی با وجود مسوولیت سنگینی که بر دوش می‌کشد، مادر است؛ سه فرزند دارد و وقتی درباره آن ها صحبت می‌کند، نگرانی‌های مادرانه خود را زیر لبخندش پنهان می‌کند. خانواده‌اش کیلومترها دورتر از قصر قند زندگی می‌کنند و می‌گوید که بعضا همسر و فرزندانش را سه هفته یک بار می‌تواند ببیند:«سه فرزند دارم. وقتی فرماندار شدم، دخترم دو و نیم ساله بود. به دلیل شرایط کاری، گاهی از 24 ساعت، 20 ساعتش را درگیر کار هستم و فرزندانم را از راه دور و مجازی کنترل می‌کنم؛ مثلا معلمانشان برگه امتحانی را از طریق تلگرام برایم می‌فرستند.»

    فرزند ارشد او، پسری است که در مقطع سوم راهنمایی تحصیل می کند و فرزند دومش در مقطع پنجم ابتدایی. دخترش هم آمادگی می‌رود.

    همراهانش ریگی را فرا می‌خوانند و یادآوری می کنند که مسیری 800 کیلومتری تا زاهدان را پیش رو دارند و باید خودشان را برای جلسه ساعت هشت صبح فردا به زاهدان برسانند.خانم فرماندار می‌گوید: «هر زمانی احساس کنم به من اعتماد کردند و می‌توانم نقشی در جامعه داشته باشم، حاضر و آماده‌ام.»

     

    Read more